• کدخبر: 21588
  • تاریخ انتشار خبر: ۹:۳۶ ب.ظ - دوشنبه ۱۳۹۲/۱۰/۳۰

ماهیت کسانی که هاشمی از آنها خواست مردم را از بی خبری نجات دهند

هاشمی رفسنجانی هفته پیش در دیدار با اعضای موسوم به انجمن دفاع از آزادی مطبوعات از آنها خواست تا با سانسور مقابله کنند! هاشمی از انجمنی این درخواست را کرد که امثال حسن یوسفی اشکوری در آن عضویت داشته اند.نگاهی به اقدامات این افراد از وقایع دهه هفتاد تاکنون ذهن مخاطبان را با ماهیت افرادی که میخواهند مردم را از بی خبری نجات دهند بیشتر آشنا میکند.

به گزارش اصفهان بیدار به نقل از مرصاد، یکی از روش‌های فرقه تروریستی رجوی برای جلب افراد به دام انداختن آن‌ها از طریق روابط ضد اخلاقی است به طوری که پس از انتخاب فرد مورد نظر، یکی از زنان‌ عضو این گروهک تروریستی به عنوان طعمه با قربانی رابطه غیراخلاقی برقرار کرده و سپس با اخذ اسناد از جمله عکس و تهیه فیلم از این رابطه مدارکی علیه فرد قربانی تهیه کرده و از این طریق وی را مجبور به همکاری با گروهک تروریستی خود می‌کنند.

حسن یوسفی اشکوری یکی از قربانیان این طعمه شده است. چند سال پیش همسر “علی الف” از اعضای بلند پایه تشکیلات فردی به نام “آیوا میم” را برای تعمیق ارتباط در قالب یک طعمه به سراغ اشکوری فرستاد و اشکوری از طریق آن طعمه به دام افتاد.

فردی که پشت پرده این جذب بوده است از نوع رابطه اشکوری با گروهک تروریستی منافقین اسناد و تصاویری را منتشر کرده و تهدید کرده در صورت تکذیب مطالب وی توسط گروهک تروریستی منافقین و یوسفی اشکوری تصاویری بی پرواتر و اسناد مهمتری را منتشر خواهد کرد.

وی در توضیح اقدامات فوری منافقین این گونه توضیح می‌دهد که آن‌ها بلافاصله بعد از انتشار خبر از طریق رابط خود اشکوری را توجیه کردند که فعلا موضع گیری آشکاری نکند و به دوستان و بستگانش بگوید که انتشار آن تصاویر کار نظام بوده است.

ask1-640x480

آلمان – برلین ، فروردین ۱۳۹۰ حسن یوسفی اشکوری همراه دخترش بدون حجاب

حسن یوسفی اشکوری، روحانی است که با حضور در کنفرانس برلین به بیان مطالبی علیه نظام و مبانی دین مبین اسلام پرداخت و پس از آن خلع لباس شد.

وی در سالهای بعد در خارج از کشور اقامت گزید و با حلقه لندن نشین اپوزیسیون همکاری کرد. در فاصله سال‌های ۱۳۷۰ تا ۱۳۷۶ جریانی در کشور شکل گرفت که بروز اجتماعی و سیاسی خود را به پس از سال‌های ۱۳۷۶ موکول کرد.

این جماعت که بعدها به عنوان اصلاح طلبان رادیکال شناخته شدند، در دوران بروز حاکمیت سیاسی شان بر شئون مختلف اجرایی کشور، از طریق کودتای خزنده مطبوعاتی و رسانه‌ای تلاش کردند تا پایه‌های عقیدتی و فکری و فرهنگی انقلاب و نظام اسلامی بلکه از آن فراتر، پایه‌های دینی اجتماعی را سست نمایند.

اساس کار این عده ساخت و ترویج شبهات مختلف و منتشر ساختن آن در ابعاد وسیع در رسانه‌ها بود تا بدین ترتیب به زعم خود، نبض سیاسی و فکری جامعه را کنترل نموده و پایه‌های حاکمیت خود را محکم کنند و البته نظام اسلامی را دچار افول نمایند.

یوسفی اشکوری یکی از همان اصلاح طلبانی بود که در اردیبهشت‌ماه ۱۳۷۸ در روزنامه نشاط، اینگونه نوشت: “انقلاب اسلامی، خلاف وعده‌ها و اهداف خود عمل کرده است؛ نقش نظارتی روحانیان به دخالت انحصاری آنان انجامیده است؛ حکومت اسلامی به حکومت فقهی تبدیل شده است، درحالی‌که قرار نبود ما فقه را در هر سه قوه پیاده کنیم، قرار بود چارچوب اسلامی باشد”.

او پیش از آن نیز در مردادماه سال ۱۳۷۷ در هفته نامه مبین شیخ فضل الله نوری را فردی استبداد خواه معرفی کرده بود.

یوسفی اشکوری در ۱۵ فروردین‌ماه ۱۳۷۹ در روزنامه عصر آزادگان شبهه دیگری را مطرح کرد و گفت: “نسبت به اصل قانون اساسی،‌ گروه‌های زیادی به ویژه اهل سنت و کردها، انتقاد داشتند؛ زیرا مذهب رسمی را شیعه، ‌رهبر و رئیس‌جمهور و رئیس قوه قضائیه را شیعی مذهب مقرر کرده بود، امام قول اصلاح دادند ولی در بازنگری نه تنها به آن قول عمل نشد،‌ بلکه خیلی چیزها وارونه شد”.

قطعا کنفرانس برلین را می‌توان “افتضاح تاریخی” دولت اصلاحات نامید؛ کنفرانسی که گردانندگان اصلی آن یاران سید محمد خاتمی بودند.

سال ۱۳۷۹ در حالی فرا رسید که دو پروژه قتل‌های زنجیره‌ای و ۱۸ تیر ۱۳۷۸ در رسیدن به اهداف خود ناکام مانده بود؛ اما در کنار این دو شکست، جریان سکولار توانسته بود اکثر کرسی‌های مجلس ششم را در انتخابات ۲۹ بهمن‌ماه ۱۳۷۸ در اختیار بگیرد.

در نتیجه آن دو ناکامی و این پیروزی، وضعیتی به وجود آورد که سکولارها تصمیم گرفتند برای ادامه مسیر خود، دست به هم اندیشی و تشریک مساعی با اپوزیسیون خارج نشین بزنند.

آنان حتی اراده کردند نه در پس پرده‌ها، که به صورت آشکارا و عمومی با ضدانقلاب‌های خارج نشین دور یک میز بنشینند و به زعم خود، جلوی شکل‌گیری توهم توطئه را بگیرند.

بی‌تردید، به دلیل فراری بودن اکثر خارج نشینان، چنین اجتماعی نمی‌توانست در داخل کشور صورت گیرد و سفیران اصلاحات باید به دیدار هم فکران خود در آن سوی مرزها می‌رفتند.

دولت آلمان به عنوان یکی از دولت‌های خواهان براندازی نظام دینی ایران، مسئولیت و حتی هزینه برگزاری چنین اجتماعی را به عهده گرفت.

یوشگا فیشر، وزیر خارجه اسبق آلمان، نیمه دوم اسفند ۱۳۷۸ به ایران سفر کرد و پس از دیدار با شخص خاتمی و سایر مقامات دولتی و نیز ابراز خرسندی درباره انتخابات مجلس ششم، به کشور خویش بازگشت تا مقدمات پیوند اپوزیسیون داخل و خارج را در برلین فراهم کند.

کنفرانس “ایران پس از انتخابات” که بعدها با نام “کنفرانس برلین” شهرت یافت، همایش ۳ روزه‌ای بود که بعد از انتخابات دوره ششم مجلس شورای اسلامی از ۱۹ تا ۲۱ فروردین ۱۳۷۹ به مدت سه روز از سوی حزب سبزهای آلمان و به دعوت بنیاد “هاینریش بل” در خانه فرهنگ‌های جهان در برلین برگزار شد.

شرکت‌کنندگان در آن هدف از برگزاری این کنفرانس را از یک سو نشان دادن نظرات متنوع طیف‌های مختلف فکری اصلاح‌طلب، با هدف ایجاد پلی میان اصلاح طلبان و اندیشمندان داخلی و فعالان سیاسی خارج از کشور و از سوی دیگر برگزاری گفت‌وگو بین شخصیت‌های ایرانی و آلمانی جهت ترمیم و بهبود وضع افکار عمومی آلمان‌ها نسبت به ایران و به تبع آن افزایش روابط اقتصادی و صنعتی طرفین اعلام کردند.

بر اساس آنچه در جزوه ای به نام جزوه راهنمای کنفرانس منتشر شد، مباحث مورد نظر کنفرانس برلین نیز عبارت بودند از: اصلاح فهم از اسلام، هم خوان و هم ساز کردن اصول اسلامی با موازین یک جامعه بیدار و آزاد و جدایی دین از حکومت.

در این کنفرانس افرادی با عنوان “سفیر اصلاحات” شرکت کردند، عزت الله سحابی، حسن یوسفی اشکوری، حمیدرضا جلایی پور، کاظم کردوانی، علی افشاری، شهلا لاهیجی، علیرضا علوی تبار، مهرانگیز کار، جمیله کدیور، شهلا شرکت، چنگیز پهلوان، محمود دولت آبادی و اکبر گنجی از جلمه افراد شرکت کننده بودند.

موضوعی که درباره این کنفرانس حساسیت و تعجب همگان را برانگیخت، ماهیت خود بنیاد “هاینریش بل” بود. این بنیاد از نظر تفکر، مخالف دین به طور عام و مخالف اسلام به طور خاص بود.

نگاهی به سوابق چهره‌های مطرح حزب سبز آلمان نیز نشان می‌داد که این حزب در حقیقت در زمره “یاران دشمنان” جمهوری اسلامی ایران قرار دارد. چنانکه “یوشکا فیشر” از اعضای اصلی این حزب با مسعود رجوی سرکرده سازمان مجاهدین خلق (گروهک منافقین) رفاقت نزدیک داشت.

حسن یوسفی اشکوری از میهمانان ایرانی کنفرانس، پس از ورود به سالن به خاطر بر تن داشتن لباس مشکی ـ که نشانه عزاداری در ماه محرم بودـ مورد تمسخر حاضران قرار گرفت. اما سخنگوی بنیاد هانریش بل در پی اعتراض عناصر ضد انقلاب با حالتی عصبی به حاضران گفت: “شما مانع از سخنان کسی می‌شوید که به رغم روحانی بودن، شب گذشته به من گفت که قاطعانه به دنبال جدایی دین از سیاست است.”

a08808a5-0d72-4635-abf7-faa945a54323

آمریکا ، حسن یوسفی اشکوری در حمایت از مجید توکلی دانشجوی فتنه گر جلسه با شکوهی ترتیب داده است

سالها گذشت و تیم کنفرانس برلین در دوره های آموزشی خارج از کشور شرکت کردند و با حمایت برخی سفارت خانه های غربی در تهران برنامه ریزی دقیقی صورت گرفت تا بعد از گذشت ۱۰ سال از فتنه ۱۸ تیر ۷۸ یک فتنه عمیق تر رقم بخورد. مدل براندازی کشورهای انقلاب رنگی برای ایران طراحی شد.

۶ ماه قبل از فتنه ۸۸ شبکه های اجتماعی مانند فیس بوک و توئیتر و برخی تلویزیون های فارسی زبان راه اندازی شدند تا در روز موعود در شنبه بعد از انتخابات در ۲۳ خرداد تیم های آموزش دیده ضدانقلاب ۸ ماه امنیت و آسایش مردم تهران را سلب کردند. حمایت ها از فتنه در خارج از کشور ادامه داشت و با خود تکرار میکردند سال ۱۳۹۲ سال سرنگونی و براندازی جمهوری اسلامی است این جمله از سلطنت طلبان تا منافقین و توده ای ها به یک باور تبدیل شده بود.

نام حسن یوسفی اشکوری یکی از نام‌هایی بود که در کنار نام افرادی چون محسن کدیور، احمد سلامتیان، عبدالکریم سروش، عبدالکریم لاهیجی، فرخ نگهدار، ابراهیم یزدی، محمد نوری زاد، علیرضا نوری زاده در لیست اسامی دعوت‌شدگان همایش شکست خورده “گذار به دموکراسی” در ۱۲ اسفند ۱۳۹۰ دیده شد.

مجموعه عوامل ضدانقلاب و گروهک‌های تروریستی و سلطنت طلب و گروه‌های اپوزیسیون با همکاری سرویس‌های اطلاعاتی غربی با قصد ایجاد اخلال و مزاحمت در برگزاری انتخابات مجلس نهم همایشی را برنامه‌ریزی کردند که البته جزئیات اقدامات آنان توسط افرادی در مقاومت اسلامی لبنان و با واسطه یک دیپلمات ایرانی افشا شد.

اینگونه طراحی شده بود که همایشی بزرگ موسوم به “گذار به دموکراسی” در روز برگزاری انتخابات مجلس شورای اسلامی، در واشنگتن آمریکا برگزار شود. بر اساس برنامه ریزی صورت گرفته، قرار بود این نشست در تاریخ ۲ و۳ مارس ۲۰۱۲ (۱۲ و ۱۳ اسفند ۱۳۹۰) در واشنگتن برگزار و طیفی از مخالفان جمهوری اسلامی با هر ایده، مرام، حزب و گروهی (اعم از گروهک‌های ضدانقلاب کلاسیک، تروریستها، فتنه‌گران، لائیک‌ها، بهائیان و سایر منحرفین و معاندین با نظام) و افراد دارای تخصص و گرایش‌های مختلف سیاسی، اجتماعی، فرهنگی، ورزشی، رسانه‌ای با عناوینی دروغین و ساختگی مثل استراتژیست و دموکراسی خواه دعوت شوند تا به هر نحو در آن نشست مشارکت کنند.

لو رفتن این همایش باعث شد کمیته برنامه ریزی نشست، در تاریخ ۱۱ اسفند و در آستانه انتخابات، با صدور بیانیه شکست بزرگ ضد انقلاب و سرویس‌های اطلاعاتی غربی را تأیید کند.

در دی‌ماه ۱۳۹۱ یوسفی اشکوری به همراه چند تن از عناصر ورشکسته سیاسی با انتشار نامه‌ای به {رهبران ملت مصر} از آن‌ها خواستند اسلام را به سیاست راه ندهند.درحالی‌که رژیم صهیونیستی در همسایگی مصر، علناً از روی کار آمدن اسلام‌گرایان ابراز نگرانی کرده بود و تعارض جریان اپوزیسیون با دولت پس از انقلاب مصر نیز بر سر حاکمیت احکام اسلامی بود، عبدالعلی بازرگان، حسن یوسفی اشکوری، محمود صدری و صدیقه وسمقی از عناصر ورشکسته با محوریت محسن کدیور نامه‌ای به رهبران ملت مصر نوشته و از آن‌ها خواستند از تجربه جمهوری اسلامی عبرت بگیرند.

در اسفندماه سال ۱۳۹۱ خبری در رابطه با دستگیری برخی روزنامه نگاران وابسته به جریان بیرونی فتنه در فضای سیاسی کشور منتشر شد.

ask3-640x480

فاطمه حقیقت جو ، اکبر گنجی و حسن سویفی اشکوری در یک جلسه براندازی! خارج از کشور

۱۲ اسفندماه سال ۱۳۹۱، درحالیکه وزارت اطلاعات با صدور بیانیه‌ای اعلام نمود که افراد دستگیر شده، اعضای باند و شبکه‌ای به شدت پیچیده و چند لایه بوده که مدت‌ها در رصد سیستم اطلاعاتی ایران قرار داشتند و این دستگاه موفق به کشف یکی از بزرگترین شبکه‌های رسانه‌ای متصل به اردوگاه رسانه‌ای استکبار شده است، تشکل‌های وابسته به فتنه از دستگیری‌ها ابراز نگرانی و آن را محکوم کردند.

سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی، نورالدین پیرمؤذن، فاطمه حقیقت جو، احمد سلامتیان، اسماعیل گرامی مقدم، علی مزروعی، علی اکبر موسوی خوئینی و حسن یوسفی اشکوری با صدور بیانیه‌هایی که BBC ،VOA و سایر رسانه‌های جاسوسی آن را منتشر ساختند پشت سر هم اقدام به صدور بیانیه کرده و با القای این خط که سیستم امنیتی ایران به خاطر انتخابات این اقدام را انجام داده، آن را زیر سؤال بردند.

شماری از وابستگان گروهک‌ها و عناصر فراری ضمن انتشار نامه‌ای در اردیبهشت‌ماه سال ۱۳۹۲ از سید محمد خاتمی که ادعا می‌کرد نگران نظام و انقلاب است، برای نامزدی در انتخابات ریاست جمهوری سال ۱۳۹۲ دعوت کردند. امضاکنندگان با بیان اینکه حامی فتنه سبز هستند، نوشتند: “امضاکنندگان این نامه امیدوارند جنابعالی که در ۴ سال سخت گذشته، دوشادوش خواسته‌ها و رنج‌های حامیان جنبش سبز مانده‌اید، با اعلام نامزدی خود در انتخابات آتی، به تداوم دموکراتیزاسیون یاری رسانید، حسن یوسفی اشکوری یکی از امضاکنندگان این نامه بود.

خاتمی هرگز توضیح نداد که کدام سنخیت باعث تجانس و همراهی وی با گروهک‌های قسم‌خورده ضدانقلاب شده بود؟ بر اساس برخی قرائن این گروهک‌ها با قطعی دانستن رد صلاحیت خاتمی، درصدد بودند که وی را برای نوعی انتحار سیاسی به عرصه فرستاده و پیش‌مرگ اهداف خود کنند.

گفتنی است، هاشمی رفسنجانی هفته پیش در دیدار با اعضای موسوم به دفاع از آزادی مطبوعات خواسته بود با سانسور مقابله کنند! ، هاشمی از انجمنی این درخواست را داشت که امثال حسن یوسفی اشکوری در آن عضویت داشته است.

انتهای پیام

درج دیدگاه

آخرین اخبار