• کدخبر: 66217
  • تاریخ انتشار خبر: ۷:۰۴ ق.ظ - شنبه ۱۳۹۵/۰۴/۱۹
کنکاشی در معارف دینی:

بررسی بخل و کرم در منابع اسلامی/ویژگی های بخیل و کریم

بنا بر روایات آدم بخیل کمتر از همه آسایش دارد، خزانه دار وارثان خود است، همنشین خود را خوار می سازد، هیچ دوستی ندارد، فقر را بسوی خود می کشاند و ثروت را از خود دور می کند، در دنیا همچون تهی دستان زندگی می کند و در آخرت همچون توانگران از او حسابرسی می شود.(منبع تمام روایات فوق الذکر: میزان الحکمه ج ۱ ص ۱۲۵- البخل)

به گزارش اصفهان بیدار، نگارش پیش رو، جستجویی است در موضوع بخل و کرم از حجت الاسلام مهران آدرویش که در اختیار پایگاه خبری تحلیلی اصفهان بیدار قرار گرفته است.

معنای لغوی کرم و بخل:

کرم: جوانمردی، بخشودن و عفو کردن، رحم کننده، بی عوض عطا کردن، نیک سرشت، پاکیزه، ارزنده و نفیس، نوعی زرگری برای ساختن انواع گردنبندها.(فرهنگ عمید ص ۲۳۸).

کریم: بخشنده، بزرگمنش، کسی که داد و دهش بسیار دارد، با اصل و نسب، ارزنده و نفیس مثلا به دو چشم می گویند کریمتان و به دختران می گفتند کریمات(یا کرائم) الرجال.(فرهنگ عمید ص ۱۰۰۶، فرهنگ لاروس ج ۲ ص ص ۱۷۰۸، ۱۷۱۱)

بخل: ضد کرم، خسّت، فرومایگی، تنگ چشمی، ضد جوانمردی(لاروس ج ۱ ص ۴۳۶)

بخل در قرآن کریم:

(آل عمران ۱۸۰)؛(قلم ۱۲)؛  (الحشر ۹)؛  (نساء ۱۲۸)؛ (التوبه ۷۶)؛ (التوبه ۷۷)، محمد ۳۷)؛  (محمد ۳۸)؛  (الحدید ۲۴)؛ (اللیل ۸ تا ۱۱)؛  (نساء ۵۳)؛ (اسراء ۱۰۰)،

کرم در قرآن کریم:

(الدخان )۴۹؛ (الاسراء ۷۰)؛ الفرقان ۷۲)؛ (الانبیاء ۲۶)؛ الذاریات ۲۴)؛ (التکویر ۱۹، الحاقه ۴۰)، (الحج ۱۸)؛ (النساء ۳۱)؛ (الصافات ۴۲ و المعارج ۳۵ و احزاب ۴۴) (الحجرات ۱۳)؛  (العبس ۱۳)؛ (الواقعه ۷۷) (العلق ۳)؛  (الانفطار ۶)؛ (الدخان ۱۷)؛ یوسف ۳۱)(الفجر ۱۶تا ۲۰)؛  (الحدید ۱۸)؛  (الحدید ۱۱)؛  (احزاب ۳۱)؛  (سبا ۴)

بخل در روایات:

پیامبر اکرم(صل الله علیه و آله): بخیل کسی است که می خورد ولی نمی خوراند(جامع الاخبار ص ۱۱۳)

قال علی علیه السلام: البُخلُ جامِعُ لِمَساوئ العُیُوب؛ بخل در بر دارنده بدیهای هر عیبی است(لذا معلوم می شود بخل از اعظم گناهان است و جامع زشتی ها فلذا امام هادی فرمود: البخل اذمّ الاخلاق؛ بخل مذموم ترین خلق است)

بخل بدگمانی به معبود است(وَیُعَذِّبَ المُنافِقینَ وَالمُنافِقاتِ وَالمُشرِکینَ وَالمُشرِکاتِ الظّانّینَ بِاللَّهِ ظَنَّ السَّوءِ(الفتح ۶)؛ و(نیز) مردان و زنان منافق و مردان و زنان مشرک را که به خدا گمان بد می‌برند مجازات کند) لذا حضرت امیر فرمود: مَن بَخِلَ بَخِلَ بِدِینِه(آری! صفت بخل قبل از این که یک صفت زشت اخلاقی باشد کفر عقیدتی است؛ لذا امام صادق فرمود: بخیل به خدا سوء ظن دارد و الا کسی که به عوض یقین دارد بذل و بخشش می کند).

امام حسن مجتبی: البخلُ اَن تَرَی فی یَدَیکَ شَرَفا و ما اَنفَقتَ تَلَفا؛ در این روایت امام دایره بخل را به نگاه و عقیده انسان توسعه می دهد و می فرماید حتی اگر کسی نگاهش این باشد که جمع مال و اموال شرف است و انفاق اتلاف مال است این شخص بخیل است بلکه بالعکس شرافت در چیزی است که به نفع انسان سودمند باشد و پستی در چیزی است که به نفع انسان سودمند نباشد فلذا در روایت است که حضرت امیر درهمی را در دست گرفت و خطاب به آن فرمود: تا در دست منی برای من سودی نداری.

بله شرافت هر چیزی در آن است که انسان را به خداوند نزدیک کند لذا چون انفاق و کرم مال انسان را به خدا نزدیک می کند شریف است و بخل چون از اوصاف خداوند نیست و انسان را از خدا دور می کند تلف کردن عمر است و دور شدن از شرافت است

پیامبر اکرم: بخیل واقعی کسی است که نام مرا بشنود و صلوات نفرستد.

پیامبر اکرم: بخیل ترین مردم کسی است که در سلام کردن بخل بورزد.

نشانه بخل: حضرت امیر : بهانه تراشی نشانه بخل است

پیامدهای بخل: بنا بر روایات آدم بخیل کمتر از همه آسایش دارد، خزانه دار وارثان خود است، همنشین خود را خوار می سازد، هیچ دوستی ندارد، فقر را بسوی خود می کشاند و ثروت را از خود دور می کند، در دنیا همچون تهی دستان زندگی می کند و در آخرت همچون توانگران از او حسابرسی می شود.(منبع تمام روایات فوق الذکر: میزان الحکمه ج ۱ ص ۱۲۵- البخل)

پیامبر اکرم: حکایت بخشنده و بخیل حکایت دو مرد است که دو زره آهنین بر تن دارند که از سینه تا گلوگاه آنان را فرا گرفته اما شخص بخشنده چیزی نمی بخشد مگر این که زره گسترش یافته و زیاد می شود و تمام پوست بدنش را فرا می گیرد تا سرانگشتانش پوشیده می شوند اما شخص بخیل قصد انفاق چیزی نمی کند مگر این که حلقه های سپر جمع شده و به پوست بدنش می چسبد تا گلوگاه او را فرا می گیرد و شخص بخیل می خواهد آن را باز و گسترده کند ولی نمی شود(صحیح بخاری ج ۲ ص ۱۴۳ و صحیح مسلم ج ۳ ص ۸۹)

در زمان رسول خدا کسی کشته شد پس زنی بر او گریست و گفت: “وا شهیدا” پیامبر فرمود: چه می دانی که او شهید است شاید سخنی گفته که به او مربوط نبوده یا نسبت به مالی بخل ورزیده که چیزی از او نمی کاسته(الدر المنثور ج ۶ ص ۱۹۶)-بخل می تواند مانع از فیض شهادت شود-

پیامبر اکرم: بخشندگی درختی است که در بهشت می روید و جز شخص بخشنده وارد بهشت نمی شود و بخل درختی است که در جهنم می روید و جز بخیل وارد جهنم نمی شود(الدر المنثور ج ۶ ص ۱۹۷)- انحصار جهنمی ها در صفت بخل نشان می دهد که تمام صفات بدی که انسان را جهنمی می کند به نوعی با بخل در ارتباطند و بخل ام المفاسد است؛ چون بخل مظهر حب الدنیاست و حب الدنیا راس کل خطیئه-

مردی به پرده کعبه آویخته بود و می گفت: خدایا! به احترام این خانه مرا بیامرز. پیامبر که مشغول طواف بود فرمود: گناهت چیست؟ گفت: گناهم از هر چیزی بزرگتر است حتی از عرش خدا؛ گناه من این است که با وجود این که من مرد ثروتمندی هستم هر گاه سائلی نزد من می آید گویی شعله ای از آتش به استقبالم می آید. پیامبر فرمود: از من دور شو که مرا در آتش خود نسوزانی. سوگند به خدایی که مرا به هدایت و کرامت برانگیخت اگر رکن و مقام بایستی و دو میلیون سال نماز بگزاری و آن قدر گریه کنی که نهرها از اشکهایت جاری شود و درختها از آن سیراب شود آنگاه بمیری در حالی که بخیل و فرومایه ای خداوند تو را به رو در آتش می افکند. وای بر تو مگر نمی دانی که بخل کفر است و کفر در آتش است وای بر تو آیا نمی دانی که خداوند می فرماید: ها أَنْتُمْ هؤُلاءِ تُدْعَوْنَ لِتُنْفِقُوا فی‏ سَبیلِ اللَّهِ فَمِنْکُمْ مَنْ یَبْخَلُ وَ مَنْ یَبْخَلْ فَإِنَّما یَبْخَلُ عَنْ نَفْسِهِ وَ اللَّهُ الْغَنِیُّ وَ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ وَ إِنْ تَتَوَلَّوْا یَسْتَبْدِلْ قَوْماً غَیْرَکُمْ ثُمَّ لا یَکُونُوا أَمْثالَکُمْ(محمد ۳۸)

کلام برخی بزرگان در مورد بخیل:

یحیی بن معاذ گوید: دل بخشندگان را دوست دارد اگر چه گنهکار باشد و بخیلان را دشمن دارد گر چه نیکوکار باشند.

یحیی بن زکریا : ابلیس را به صورت اصلی وی دید و به او گفت: ای ابلیس! به من از محبوب ترین و مبغوض ترین فرد در نظرت خبر بده؟ ابلیس گفت: محبوبترین مردم در نظر من مومن بخیل است(یعنی بخیل و لو مومن باشد) و مبغوض ترین فاسق بخشنده است(یعنی بخشنده گرچه فاسق باشد) یحیی گفت: چرا؟! گفت: برای این که بخل بخیل برای من کافی است ولی می ترسم که خدا به فاسق بخشنده بر اثر بخشندگی اش توجه کند و او را ببخشاید آنگاه روی برگرداند در حالی که می گفت: اگر تو یحیی نبودی به تو خیر نمی دادم(ترجمه محجه البیضاء ج ۶ ص ۱۱۰ و ۱۱۱)

نمونه هایی از بخل در تاریخ:

محمد بن یحیی بن خالد برمکی بسیار بخیل بود. از یکی از خویشانش در مورد او پرسیدند. گفت: سفره اش یک وجب در یک وجب است و بر سر آن سفره جز کرام الکاتبین کسی نیست. پس به او گفتند تو که با او انس داری چرا لباست پاره است؟! از او سوزنی بگیر و به دوز. گفت: اگر محمد برمکی خانه ای پر از سوزن داشته باشد از بغداد تا نوبه و جبرئیل و میکائیل با ضمانت یعقوب علیه السلام به جهت دوختن پیراهن یوسف که از پشت پاره شده بود سوزنی عاریه می خواستند او نمی داد!(ترجمه محجه البیضاء ج ۶ ص ۱۱۲)

گویند مروان بن ابی حفصه بخیل بود و از روی بخل گوشت نمی خورد تا سخت به گوشت اشتهاء پیدا می کرد و هر گاه گوشت می خواست غلام خود را می فرستاد تا برایش کله ای بخرد. به او گفتند چرا کله؟ گفت: چون از خیانت غلام در کله در امانم! به هر جای آن دست بزند من نمی توانم بفهمم.

اعمش همسایه ای بخیل داشت که همواره او را دعوت می کرد و می گفت: بیا تکه نانی با نمک بخور و او قبول نمی کرد تا این که روزی قبول کرد. اعمش در حال خوردن بود که ناگهان گدائی وارد شد. گدا گفت: خدا به تو خیر بدهد و همسایه گفت: خدا به تو خیر بدهد. و این گفتگو سه بار تکرار شد پس همسایه عصبانی شد و گفت برو تا با عصا به جانت نیفتاده ام پس اعمش رو به گدا کرد و گفت: به خدا سوگند از او راستگوتر سراغ ندارم(یعنی اگر نروی حتما با عصا به سراغت می آید) چون همواره مرا به نان و نمک دعوت می کرد و به خدا که چیزی بر آن نیفزوده است(منبع نمونه ها: ترجمه محجه البیضاء فیض کاشانی ره ج ۶ ص ۱۰۲-۱۱۴)

نتیجه: بخل در عمل به معنای چشم تنگی و انفاق نکردن و خودخواهی مالی و معنوی است و در نگاه و عقیده به معنی سوء ظن به رزاقیت خداوند رزاق است و از نظر اخلاقی به معنای ممانعت از خیر است.

و مجموع آیات و روایات به ما می فهمانند که باید ایمان داشت که روزی دست خداست؛ لذا چه بسا رندی را که فقیر است و سفیهی که متمول است پس از فقر نترس و بخیل نباش که رزق و روزی در کف با کفایت خداست.

کریم در روایات:

بنا بر روایات کریم کسی است که برای خود کرامت قائل باشد؛وفای به پیمان، احسان کردن داوطلبانه، دهش پیش از خواهش(اعطاء قبل السوال)، حسن خلق، کظم الغیظ، خوشخویی، فروهشتن چشم، تغافل و عفو از جمله ویژگی های شخص کریم است.بخیل به اموالش می نازد اما کریم از بخشش خود شاد می شود. کریم کرامت خود را در دینداری و حفظ خود از آتش جهنم می داند. کریم هرگز از خداوند نزد خلق شکایت نمی کند. کریم خالص و یکرنگ است. در عفو و گذشت شتاب می کند و در خیرات سبقت می گیرد. بدی را با خوبی جواب می دهد و در احسان خود بی منت است. مهمان نواز و همنشین خود را گرامی می دارد. بی چشمداشت خدمتگزار مردم است. یتیم و همسایه را گرامی می دارد. به احترام دیگران احترام می گذارد و پیشکش کسی را رد نمی کند. با تقواست و به خاطر کرمش انتظار سپاسگزاری ندارد. به انجام کارهای نیک معتاد است و از آن جمله پرداخت دیون دیگری(میزان الحکمه ص ۸۷۸)

پیامبر اکرم: اسلام را با خوش اخلاقی و بخشندگی محترم بشمارید(مجمع الزوائد ج ۵ ص ۲۰)-یعنی هر چیزی احترامی دارد و احترام اسلام به خوش اخلاقی و بخشندگی است؛ چه این که پیامبر اکرم فرموده انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق و نیز فرموده حب الدنیا راس کل خطیئه لذا بداخلاقی با هدف بعثت در تضاد است و بخل مظهر همه خباثت هاست و لذا اتصاف به این دو ویژگی خط بطلان کشیدن بر همه خوبی ها و هدف بعثت و مبطلا شدن به همه بدیها است و این یعنی بی احترامی به اسلام-

انس گوید: پیامبر اکرم مورد سوال واقع نشد الا این که بخشید؛ مردی از او درخواست کرد و پیامبر به او گوسفندان بسیار داد پس او نزد قبیله اش رفت و گفت: مسلمان شوید که محمد همانند کسی می بخشد که از تنگدستی بیم ندارد(صحیح مسلم ج ۷ ص ۷۴)

کرم در کلام بزرگان:

به حکیمی گفتند محبوبترین مردم نزد تو کیست؟ گفت: کسی که بخشش او به من بیشتر باشد. گفتند: اگر نبود. گفت: کسی که بخشش من به او بیشتر باشد

بزرگی گفته است: هرگاه شخصی به من اجازه بدهد که ببخشایم پس اجازه او نزد من مانند بخشش من نزد اوست(ترجمه محجه البیضاء ج ۶ ۹۳-۹۵)

اکرم الکرائم؛ شایسته ترین مردم به کریم بودن کسی است که کریمان به او شناخته می شوند؛ یعنی کسی که در کرم ضرب المثل و مشهور باشد و اعمالش و خلقش در کرم ملاک و معیار باشد و به عبارت دیگر کرم در مورد او حقیقت باشد و در مورد دیگران مجاز(یعنی در غیر معنای حقیقی خود بکار رود و فقط از جهتی با معنای اصلی مناسبتی داشته باشد) و او کسی نیست جز کریم اهل بیت امام حسن مجتبی علیه آلاف التحیه و الثناء؛ او که سجیّه و سرشت و طینتش با کرم عجین بود؛ سجیتکم الکرم و خداوند به نمونه ای از آن در سوره هل اتی اشاره فرموده؛ إِنَّمَا نُطْعِمُکُمْ لِوَجْهِ اللَّهِ لَا نُرِیدُ مِنکُمْ جَزَاء وَلَا شُکُورًا (انسان ۹) و به قول شاعر؛

فاالناس ارض فی السماحه/ و الندی و هم اذا عدّ الکرام سماء؛ همه مردم در بخشندگی زمین هستند و هنگامی که مردم کریم بررسی شوند شما بمنزله آسمان هستید(محجه البیضاء ج ۴ ص ۲۶۷)

نتیجه: کرامت و بخشندگی از صفات انبیاء و اصلی از اصول نجات است و بر خلاف بخل مجمع همه نیکی هاست و کلمه جامعی است برای اخلاق پسندیده و نقطه مقابل آن لُوم و فرومایگی است بنابراین در صفات ذم، ام الصفات بخل و در صفات مدح، ام الصفات کرم است.

حکم شرعی کمک به متکدیان:

س: کمک کردن به متکدیان که بر سر هر کوچه و خیابان می نشینند و بسیاری از آنان به دروغ ادعای فقر می کنند چه حکمی دارد؟

ج: مشکل است؛ زیرا کمک به آنها موجب ترویج دروغ و ترویج بیکاری است؟(جامع المسائل آیت الله فاضل لنکرانی ره ج ۱ ص ۶۴۰ س ۲۲۴۶)

حسن یعنی چه؟ پیامبر اکرم فرمود: برای هر چیزی ثمره و نتیجه ای است و ثمره احسان، شتاب در کار خیر است(کلینی ج ۴ ص ۳۰)- لذا حسن یعنی کسی که در کار خیر سبقت می گیرد و به عبارت دیگر عامل به فاستبقوا الخیرات را حسن گویند.

نمونه هایی از کرم امام حسن علیه السلام:

مردی به حسن بن علی نامه ای داد.حضرت فرمود حاجتت برآورده است.گفتند: اگر نامه را مطالعه می کردی بعد به تقاضایش پاسخ می دادی بهتر نبود؟ حضرت پاسخ داد: خداوند از این که وی در برابرم بایستد تا نامه اش را بخوانم مواخذه ام خواهد کرد(ترجمه محجه البیضاء ج ۶ ص ۹۳)-و این کرم است چون به نوعی دهش پیش از خواهش و سرعت در خیرات است-

شخصی از امام حسن حاجتی خواست حضرت فرمود: دستم عاجز است از آنچه شایسته آنی پس اگر حق واجبت را که به آن مکلفم از من برداری حاجتت را برآورم! و آن مرد قبول کرد.پس آن قدر به او درهم داد که دو باربر آن درهم ها را حمل کردند و حضرت عبای خود را به عنوان مزد آن باربرها به آنها داد و حتی یک درهم برای خودش باقی نماند(محجه البیضاء ج ۶ ص ۹۶)

انتهای پیام/

درج دیدگاه

آخرین اخبار