• کدخبر: 68160
  • تاریخ انتشار خبر: ۲:۲۹ ب.ظ - چهارشنبه ۱۳۹۵/۰۸/۵
بازتولید ادبیات وابستگی و خودباختگی در میدان جنگ نرم
یادداشت/ حکایت جهانی شدن و حال و روز جامعه ما؛

بازتولید ادبیات وابستگی و خودباختگی در میدان جنگ نرم

برخی تمام این نتایج هوش و توان جوان ایرانی را نادیده می‌گیرند و اگر بتوانند نابودش می کنند و بعد مدعی می شوند که تنها هنر و خلاقیت ایرانی ها آبگوشت بز باش است! برخی هم کهنسالی و ناتوانی خود در مدیریت را به کل جمعیت ۸۰ میلیونی ایرانی ها تعمیم داده و خواهان وارد کردن مدیر از خارج هستند.

اصفهان بیدار – مرضیه شاهسنایی/ جهانی‌شدن واژه خوش‌رنگ لعابی است، لعابش ترکیبی است از پیشرفت، علم و تکنولوژی که رنگ و بوی زندگی راحت و متجددانه می‌دهد.

به‌ اصطلاح امروزی‌ها جهانی‌شدن کلاس دارد. همین رنگ و لعاب و کلاسش باعث شده که عده‌ای خام آن شوند و سرزنشمان کنند که از کره جنوبی و ژاپن یاد بگیرید و ببینید چگونه پیشرفت کرده‌اند. این اواخر هم گفتند ببینید که ژاپنی هزینه‌های دفاعیشان را خرج ساختن کشورشان کرده و پیشرفت کرده اند! چرا ما اینچنین نکنیم؟!

عده ای هم واقعا در کلاس جهانی فکر می‌کنند. از نظر آنها استقلال و اصرار بر اصول، در دهکده جهانی امروز معنایی ندارد. این افراد عیب دانشگاه های ما را در این می بینند که دانشجو و استاد به زبان مادری خوشان یعنی فارسی حرف می زنند و به انگلیسی تکلم نمی کنند!

معمار کبیر انقلاب می گفتند که آنها چند قرن مطالعه و تحقیق کردند و تبلیغ کردند تا ماها را یعنی مسلمانان را از محتوای غنی فرهنگی خود تهی کنند و بعد از تهی شدن از فرهنگ ناب اسلامی ظرفیت پیدا کردیم تا فرهنگ غربی را بپذیریم؛ در بین این بین سه گروه از داخل مبلغ فرهنگ غرب بودند:

– بعضی اجیر بودند تا مبلغ فرهنگ غربی باشند

– برخی ساده لوح بودند و فریب ظاهر فرهنگ غرب را خوردند و نفهمیدند که فرهنگ غربی کاریکاتور وار تنها در بعد مادی رشد کرده و در معنویت تربیت انسان هیچ حرفی برای گفتن ندارد.

– برخی دیگر نه اجیر بودند و نه ساده لوح، بلکه به واسطه تحصیل در دانشگاه های غربی، اصول فرهنگ غربی را به صورت کامل پذیرفته و باور کرده بودند. آنها از نظر محتوا کاملا غربی شده بودند، مقلد فرهنگ غرب نبودند بلکه در جهت حفظ منافع غرب به حد اجتهاد رسیده بودند به همین خاطر در وطن خود حافظ منافع بیگانگان بودند، اینها از شرقی بودن خود تنها ظاهر و رنگ و آبش را داشتند.

هر سه گروه یک هدف را تعقیب می‌کردند و آن ترویج خودباختگی در ملت ایران بود که وابستگی را توجیه می‌کرد؛ نتیجه چند قرن تبلیغات استعمار و عواملش در ایران خودباختگی و وابستگی بود. فرد خودباخته همانند موجود بی شکل و هویتی است که برای آنکه بتواند سرپا بایستد ناچار است به کسی تکیه کند.

اما به یکباره ندای مسیحایی حضرت روح الله روح حیات را بار دیگر در کالبد ملت ایران دمید و زنده شان کرد؛ یادشان آورد شیعه امامی دارد که سر داد اما تن به ذلت و وابستگی نداد.

ما با انقلاب زنده شدیم؛ حیات دوباره پیدا کردیم؛ بودن و مفید بودن را تجربه کردیم؛ با دفاع مقدس اقتدارمان را ثابت کردیم و اقتدار غرب را شکستیم، تئوری‌های نظامی غرب را باطل کردیم و تئوریهای جدیدی را به نام خودمان به ثبت رساندیم، دنیا هنوز هم مبهوت والفجر ۸ و کربلای ۵ماست.

انقلاب طی ۳۸سال عمر خود فراز و فرودهای فراوان داشته؛ گاه فرازی به بلندای فتح خرمشهر و گاه فرودی به تلخی سقوط فاو. یک روز بَهجَت دست یافتن به انرژی هسته ای را تجربه کردیم و روز دیگر با تلخ کامی پلمپ سایت نطنز را به نظاره نشستیم. یک روز غنی سازی ۲۰ درصد را جشن گرفتیم و در اوج ناباوری ماهواره به فضا فرستادیم و روز دیگر غمی به عمق حفره قلب آب سنگین اراک که با بتون پر شد بر قلبهایمان نشست. با این حال همچنان در صراط مستقیمی که حضرت روح الله ترسیم کرد، قرار داریم. فرازهای انقلاب را در هنگامه اوج سرعت و فرودهای آن را در هنگامی که حرکتمان کند شد تجربه کردیم.

امروز بعد از گذشت ۳۸ سال باید دید که چه کنیم که فرازهایمان بلندتر و طولانی تر باشند و فرودهایمان کوتاه و گذرا.

همان روزهای آغازین انقلاب حضرت روح الله هشدار می داد که ما از شر حکومت پهلوی راحت شدیم اما از شر تربیت یافتگان غرب به این زودی ها راحت نخواهیم شد، هشدار می داد که مواظب باشید دشمنی که از در بیرون کردید به واسطه غربزدگان و نوکران آنها دوباره از پنجره نفوذ نکند.

و ما دیدیم وقتی در جنگ نظامی، با اقتدار در ایران بسته شد؛ دشمن دروازه ای را باز کرد به نام جنگ نرم و بار دیگر به دست ایادی خود یعنی همان افراد غرب پرست، وابستگی را با ادبیات جدید بازتولید کرد. تعریف جهانی شدن با رنگ و لعاب پیشرفت خروجی این تفکر بود اما غفلت هم نقشی تعیین کننده در پر و بال گرفتن غربزدگان داشت، غفلتی که نه تنها دوتابعیتی ها را در مسندهای عالی نظام می‌نشاند بلکه افرادی که به جرم ناکارآمدی از گردونه خارج شده اند؛ بر‌گرداند و کلید حساسترین گلوگاه های نظام را به دستشان داد و دیدیم بعد از مدتی بوی تعفن خیانت و جاسوسی از همان گلوگاه ها بلند شد.

امروز و در این شرایط لازم است بعضی مسائل را برای خودمان یادآوری کنیم و یک بار دیگر باور به توانستن را برای خودمان زنده کنیم. یادمان بیاید که مغز ایرانی بود که توانست در سیستم هدایت پهباد RQ170 نفوذ کند و آن را به غنیمت بگیرد؛ یادمان بیاید مغز ایرانی بود که بدون هیچ الگویی سانتریفیوژ ساخت و در اوج تحریم ها به غنی سازی ۲۰ درصد دست یافت؛ یادمان بیاید که در عرض چند سال به پیشرفته ترین تکنولوژی ساخت موشک دست یافتیم؛ یادمان بیاید در زمانی که غرب فضا را ملک اختصاصی خود می دانست و برخی نیز در داخل این مالکیت را به رسمیت شناخته بودند ما توانستیم ماهواره به فضا بفرستیم و… .

حال بماند که برخی تمام این نتایج هوش و توان جوان ایرانی را نادیده می‌گیرند و اگر بتوانند نابودش می کنند و بعد مدعی می شوند که تنها هنر و خلاقیت ایرانی ها آبگوشت بز باش است! برخی هم کهنسالی و ناتوانی خود در مدیریت را به کل جمعیت ۸۰ میلیونی ایرانی ها تعمیم داده و خواهان وارد کردن مدیر از خارج هستند.

و امروز برای اینکه فرازهایمان در مسیر انقلاب طولانی باشد نیازمند کار شبانه روزی هستیم و برای اینکه در اراده مان خللی وارد نشود نه تنها نمی توان در برابر مروّجان وابستگی در قالب خوش رنگ و لعاب جهانی شدن سکوت نمود بلکه باید ایستاد و سینه سپر کرد.

انتهای پیام

نویسنده

نوشته شده توسط بازتولید ادبیات وابستگی و خودباختگی در میدان جنگ نرم | خبرخوان در آبان ۶ام, ۱۳۹۵

[…] post بازتولید ادبیات … appeared first on اصفهان […]

درج دیدگاه

آخرین اخبار