اصفهان بیدار

«شتر سواری که دولا دولا نمی‌شه»

کدخبر: 75963
فروردین ۸, ۱۳۹۷ در ساعت ۴:۵۶ ب.ظ

اصفهان بیدار – سید محمد حسین منتظرالقائم: [1] آفتاب کمرنگ بهاری بساطش را پهن کرده بر سینه زاینده‌رود و حالا شتران با بارهای ریز و درشت قدم گذاشته‌اند بر سینه تشنه این رود. صدای ناله‌های زنده رود به گوش می‌رسد؛ اما گام‌های شتران این آواهای دردناک را خفه کرده است. «شترسواری که دولا دولا نمی‌شه.» این ضرب المثلی است که از دیر باز به یادگار مانده است. هر کاری می‌خواهید انجام دهید؛ واضح و آشکار باشد شبیه آنچه این روزها در بستر زاینده رود اتفاق افتاده است.

دهنه‌های پل خواجو، گزمه‌ها ایستاده‌اند با چماق‌های  بر شال کمریشان. آمده‌اند بالای سر تشنه رود تا با بانگی بلند ورود کاروان‌های «به وقت فروردین» را فریاد کنند. حالا تصور اینکه در قدیم مسیر جاده ابریشم از اینجا می‌گذشته برای ما سخت است؛ وقتی می‌بینیم که زنده رودمان غمگین و خشک به کویر نشسته است.

امسال حتی ورود مسافران نوروزی هم بهانه‌ای نشد تا مسئولان دلشان به رحم آید و تن زاینده رود را با همان آب اندک خیس کنند. چشم زاینده رود خشکید از بس آب ندید و مسافران چشم انتظار آب، امروز و فردا کردند تا زاینده رود را با تنی پر از آب ببینند؛ اما نشد که نشد.

کدام بخش از تاریخ اصفهان چنین روزهایی را به یاد دارد؛ در کجای تاریخ اصفهان آمده است که رودی مرده است و کسی نبوده که نجاتش دهد حتی با اندک آبی. حالا مسئولان در این کویرستان، شتران را رها کرده اند تا تاریخ گذشته را به رخ بکشند. گذشته ای که اصفهان مسیر عبور جاده ابریشم بوده و شتران زبان بسته به عنوان نماد کاروان ها قدم بر سینه مرده رود گذاشته اند.

تاریخ باید برای مردم به تصویر کشیده است؛ اما نه اینکه عادت کنیم که این رود کویر شود و صدایمان در نیاید؛ انگار دل بسته ایم به اینکه به هر حال باید با بی‌آبی مبارزه کرد و درآمد‌زایی. اما این موضوع به چه قیمتی. به قیمت از دست دادن حیات اصفهان.

شاید در آینده مسئولان فکر تازه‌ای به سرشان بزند که چه خوب است این رویه را ادامه دهیم و اینجا بشود مکان اشتر گردی. هم درآمد دارد و هم دیگر کسی یادش نمی‌افتد که اینجا زمانی رودخانه‌ای نفس می‌کشیده و به مردم جان تازه می‌بخشیده است.

چه خوب بود که امسال، حصاری سیاه بر گردن زاینده رود می‌کشیدند و این جمله را حک می کردند که «تشنه هشتم آب کو.» مردم و مسئولان اصفهانی و مسافران هم می آمدند و بر بالین زاینده رود می نشستند و می‌گریستند بر بی‌ آبی‌اش. اما بی‌انصافی هم نباشد؛ اصفهان همیشه پایدار باید برای حفظ گردشگر دست به هر کاری بزند. شتر بیاورد و اسب. گزمه بیاورد، شیپورچی و عمو نوروز. باید دست مریضاد گفت به همه عوامل خوش فکری که این روزها، دل‌‌ها را شاد کردند.

آنچه عیدی، رئیس سازمان فرهنگی اجتماعی و ورزشی شهرداری اصفهان از آن سخن گفته این بوده است که

استفاده از شترها برای نمایش کاروان‌های گذشته اصلا به این معنا نبود که ما زاینده رود و شهر اصفهان را به عنوان کویر پذیرفته ایم؛ چون شتر نماد کویر است. پل خواجو، نماد هویت تاریخی است و خواجو در بازنمایی این برنامه دو محور فرادست و فرودست جامعه قدیم یعنی درباریان و مردم را در کنار هم قرار داد.

او، حساسیت و دقت نظر مردم را در این زمینه قابل تقدیر و بسیار ارزشمند دانسته است.

در جایی دیگر، احمد رضایی رییس اداره توسعه فرهنگ شهروندی شهرداری اصفهان گفته: برنامه «به وقت فروردین» به منظور نمایش فرهنگ و کسب و کار قدیم اصفهان در پل خواجو به عنوان دروازه ورودی شهر در زمان قدیم برگزار شد و شترهای استفاده شده در این برنامه به هیچ وجه کاربرد تفریحی نداشتند. شهرداری هیچگاه بستر رودخانه را به محلی برای اسب سواری و شترسواری تبدیل نخواهد کرد.

با این اوصاف باید کمی خیالمان از بابت این نگرانی ها راحت شود؛ حال ببینیم در گذر زمان چه اتفاقی می افتد.

انتهای پیام/ هنرما


[1] اصفهان بیدار – سید محمد حسین منتظرالقائم:: http://esfahanebidar.ir/